در «Paper Tiger»، والتر بردبری مردی انگلیسی است که برای آموزش پسر کمسن سفیر ژاپن در کشوری آسیایی استخدام میشود. والتر در تعریف گذشته خود چندان قابل اعتماد نیست و با شور فراوان از تجربههای قهرمانانه، خدمت نظامی و ماجراهایی میگوید که واقعیتشان محل تردید است. شاگردش، کویچی، ابتدا این داستانها را باور میکند و معلم تازه را مردی شجاع میبیند. وقتی یک گروه مسلح کودک را میرباید و والتر نیز ناخواسته وارد بحران میشود، دیگر امکان پنهان شدن پشت قصههای ساختگی وجود ندارد. او باید در موقعیتی واقعی با ترس، مسئولیت و نیاز به محافظت از پسری که به او اعتماد کرده روبهرو شود. فیلم از تضاد میان تصویر خیالی والتر از خودش و توانایی واقعی او برای عمل کردن استفاده میکند و ماجرا را با رابطه معلم و شاگرد پیش میبرد. در پس فضای ماجراجویانه، موضوع اصلی این است که شجاعت بیشتر از سابقههای پرزرقوبرق، در تصمیمی که فرد هنگام خطر میگیرد معنا پیدا میکند.