مردی جوان در تایوان با بدهی، فشار خانوادگی و مجموعهای از انتخابهای اشتباه روبهروست که زندگیاش را به بنبست رساندهاند. برخورد با فردی از گذشته یا پیشنهادی غیرقانونی، او را وارد موقعیتی میکند که تصور میکند تنها راه خروجش کشتن کسی است. در آغاز همه چیز مانند مسئلهای ساده درباره پول یا انتقام به نظر میرسد، اما هر بار که به انجام کار نزدیک میشود اطلاعات تازهای درباره هدف و کسانی که نقشه را طراحی کردهاند پیدا میکند. او نمیتواند مطمئن باشد قربانی واقعاً همان فردی است که دیگران توصیف کردهاند و خود سفارشدهنده نیز انگیزههای پنهانی دارد. همزمان پلیس و نزدیکانش تغییر رفتارش را میبینند و فشار زمان بیشتر میشود. مرد باید تصمیم بگیرد آیا برای حل بحران خودش حاضر است مسئولیت گرفتن جان فرد دیگری را بپذیرد و اگر از نقشه کنار بکشد، با کسانی که از ابتدا او را وارد بازی کردهاند چه خواهد کرد. عنوان فیلم به فرمانی مستقیم اشاره میکند که هرچه داستان جلو میرود از نظر اخلاقی و عملی پیچیدهتر میشود.