جان و کونگ، هر دو با برم که در یک کارخانه برنج کار میکرد، در یک مغازه اتومبیلفروشی کار میکردند. آنها از کارهای سخت خود خسته شدند و با هم یک بانک را سرقت کردند. برای آنها خیلی راحت بود. با این حال، آنها باید در حال فرار باشند، زمانی که پلیس به دنبال آنها است. این سه نفر گروگان ها را می گیرند اما بعد از همه آنها باید تسلیم شوند و قانون یک بار دیگر برنده است.