لیتل پس از مرگ مادرش همراه برادر کوچکترش در مجموعه تونلها و فضاهای زیرزمینی نیویورک زندگی میکند؛ جایی که گروهی از افراد بیخانمان جامعهای کوچک ساختهاند. برای او شهر بالای سر بیشتر منبع خطر، پلیس و آدمهایی است که نمیخواهند وجودشان را ببینند. زندگی زیرزمین با قواعد خودش اداره میشود و بچهها یاد گرفتهاند چگونه غذا، امنیت و مسیرهای مخفی پیدا کنند. زمانی که مقامها تصمیم میگیرند منطقه را پاکسازی کنند، خانوادههای ساکن تونل با خطر از دست دادن تنها پناهگاهشان روبهرو میشوند. لیتل میان وفاداری به جامعه زیرزمینی و فرصتی که ممکن است برای زندگی متفاوت پیدا کند گرفتار است. برادرش هنوز به مراقبت دائمی نیاز دارد و تصمیم هر فرد روی کودک نیز اثر میگذارد. فیلم با نگاه نزدیک به زندگی افرادی که اغلب از چشم شهر پنهاناند، نشان میدهد «خانه» برای کسی که گزینههای کمی دارد میتواند جایی باشد که دیگران فقط آن را خرابه یا فضای غیرقانونی میبینند.