تائهسو و چند نفر از کارکنان یک شرکت حقوقی مأمور میشوند باغوحشی ورشکسته را موقتاً اداره کنند تا بتوانند مجموعه را دوباره ارزشمند کرده و به فروش برسانند. مشکل اصلی این است که بیشتر حیوانات باغوحش قبلاً منتقل شدهاند و تقریباً چیزی برای دیدن باقی نمانده است. تائهسو به جای تسلیم شدن، ایدهای عجیب مطرح میکند: کارکنان لباسهای بسیار واقعی حیوانات را بپوشند و جلوی بازدیدکنندگان نقش شیر، خرس قطبی، گوریل و تنبل را بازی کنند. طرح در ابتدا فقط راهی برای خریدن زمان است، اما ویدیویی اتفاقی از «خرس قطبی» که نوشابه مینوشد در اینترنت معروف میشود و باغوحش ناگهان دوباره مشتری پیدا میکند. موفقیت غیرمنتظره فشار بیشتری ایجاد میکند، چون هیچکس نباید بفهمد حیوانها در واقع انساناند. همزمان تائهسو متوجه میشود شرکتش برنامهای برای زمین باغوحش دارد که با آینده کارکنان و حیوانات واقعی سازگار نیست. او باید میان پیشرفت شغلی و دفاع از جایی که در ابتدا فقط پروژهای موقت میدید انتخاب کند.