ایزابل گرین در میانه جنگ جهانی دوم تلاش میکند مزرعه خانوادگی را اداره کند، از سه فرزند پرجنبوجوشش مراقبت کند و همزمان نگران همسرش باشد که در جبهه جنگ حضور دارد. شرایط زمانی پیچیدهتر میشود که دو پسرعمو و دخترعموی شهری برای فرار از بمباران به خانه آنها میآیند و از همان لحظه نخست با بچههای گرین درگیر میشوند. درست در اوج آشفتگی، نَنی مکفی ظاهر میشود و اعلام میکند خانواده هنوز به چند درس مهم نیاز دارد. روشهای جادویی و سختگیرانه او کودکان را مجبور میکند همکاری، مسئولیت و شجاعت را یاد بگیرند. همزمان برادر ایزابل میخواهد او را برای فروش مزرعه تحت فشار بگذارد و خبرهای نگرانکنندهای درباره پدر خانواده میرسد. کودکان که ابتدا فقط با هم رقابت میکردند کمکم متوجه میشوند باید برای حفظ خانه و کمک به مادر کنار هم بایستند. ننی مکفی طبق قانون همیشگی خودش تا زمانی میماند که خانواده به او نیاز دارد اما حضورش را نمیخواهد.