در فیلم ترسناک و معمایی «به عقب برانید»، یک زوج پس از جشن نامزدی راهی خانه میشوند، اما مسیر بازگشت به جادهای عجیب و ظاهراً بیپایان تبدیل میشود. هر بار که تلاش میکنند جهت را عوض کنند یا از راه دیگری بروند، نشانهها و موقعیتها آنها را دوباره به همان فضای ناآشنا برمیگرداند. نبود مسیر خروج، تاریکی و اتفاقهای غیرقابل توضیح بهتدریج اختلافها و خاطرات پنهان میان آن دو را نیز به سطح میآورد. جاده در این داستان تنها محل وقوع حادثه نیست؛ به دام بستهای تبدیل میشود که زمان، مکان و ادراک شخصیتها را مختل میکند. آنها باید بفهمند چه چیزی این حلقه را ساخته و چرا خودشان در مرکز آن قرار گرفتهاند، در حالی که تهدیدهای بیرونی فرصت فکر کردن را کمتر میکنند. فیلم با ترکیب وحشت جادهای و معمای روانشناختی، بازگشتی معمولی از یک شب جشن را به آزمونی برای رابطه، حافظه و توانایی تشخیص واقعیت تبدیل میکند.