در دهه 1920، دکتر جوان ایرلندی، دیمین اودونوان، آماده می شود تا برای شغل جدیدی در بیمارستانی در لندن برود. هنگامی که او در مزرعه دوستش خداحافظی می کند، بریتیش سیاه و برنزه از راه می رسند و مرد جوانی کشته می شود. دیمین به برادرش تدی در ارتش جمهوری خواه ایرلند می پیوندد، اما اتفاقات سیاسی به زودی رخ می دهد که برادران را از هم جدا می کند.