یاسو از کودکی بدون پدر و مادر بزرگ شده و وقتی بالاخره خانوادهای برای خودش میسازد، احساس میکند زندگی به آرامشی رسیده که همیشه آرزویش را داشته است. او با زنی که دوستش دارد ازدواج میکند و صاحب پسری به نام آکیرا میشود، اما مرگ ناگهانی همسرش همهچیز را تغییر میدهد. «Tonbi» رابطه پدر و پسری را در گذر سالها دنبال میکند؛ پدری که خودش تجربه محبت والدین را نداشته حالا باید به تنهایی فرزندش را بزرگ کند. یاسو مردی صریح و گاهی دستوپاچلفتی است و همیشه نمیداند چطور احساساتش را بیان کند، اما تلاش میکند آکیرا چیزی را که خودش از آن محروم بوده تجربه کند. رشد پسر، انتخاب مسیر تحصیل و زندگی مستقل، فاصلهای طبیعی میان آنها ایجاد میکند. فیلم از حادثههای بزرگ کمتر و از جزئیات روزمره بیشتر استفاده میکند تا نشان دهد پدر بودن مجموعهای از تصمیمهای کوچک، اشتباهها، نگرانیها و رها کردن تدریجی فرزندی است که روزی تمام زندگی آدم بوده است.