پس از آنکه هیولایی غولپیکر به شهر حمله میکند، نیروهای دفاعی موفق میشوند آن را بکشند اما با مشکلی غیرمنتظره روبهرو میشوند: جسد عظیم موجود در نزدیکی مناطق مسکونی باقی مانده و به سرعت در حال فساد است. آراتا تاتِواکی، عضو تیم عملیات ویژه، مأمور میشود راهی برای جابهجایی یا نابودی لاشه پیدا کند پیش از آنکه گازها، آلودگی و انفجار احتمالی فاجعهای تازه ایجاد کنند. سیاستمداران و وزارتخانهها درباره اینکه چه نهادی مسئول است اختلاف دارند و هرکس تلاش میکند خطر سیاسی شکست عملیات را به دیگری منتقل کند. دانشمندان نیز درباره ساختار بدن هیولا اطلاعات کافی ندارند و روشهای معمول دفع جسد برای چنین موجودی کار نمیکند. آراتا در میانه فشار رسانه، تصمیمهای بوروکراتیک و رابطهای قدیمی مجبور است عملیاتی طراحی کند که تقریباً هیچ نمونهای برایش وجود ندارد. فیلم به جای تمرکز بر نبرد با هیولا، سؤال طنزآمیزی را دنبال میکند که معمولاً پس از پایان فیلمهای کایجو نادیده گرفته میشود: وقتی هیولا مرد، چه کسی باید آن را جمع کند؟