الکس مهندس صداست و بخش مهمی از کارش به گوش دادن دقیق به صداهایی وابسته است که دیگران شاید اصلاً متوجهشان نشوند. هنگام بررسی یک ضبط، صداهایی ناشناخته پیدا میکند که شبیه پیامهایی از مردگاناند. این پیامها فقط زمزمههای بیمعنا نیستند؛ درباره خطری نزدیک هشدار میدهند و به چیزی در گذشته الکس اشاره میکنند. کمی بعد آماندا، زنی که با او رازی دردناک و مشترک دارد، دوباره وارد زندگیاش میشود. همزمان پدیدههای فراطبیعی شدیدتر میشوند و مرگهای مشکوکی در اطرافشان رخ میدهد. الکس نمیداند صداها سعی دارند او را نجات دهند یا با ایجاد ترس به سمت تصمیم مشخصی هدایتش کنند. «They Talk» وحشت خود را بر مفهوم شنیدن چیزی بنا میکند که نباید وجود داشته باشد. حرفه الکس باعث میشود نتواند پیامها را بهسادگی توهم یا نویز بداند، اما اثبات منشأ آنها نیز ممکن نیست. بازگشت آماندا سؤال اصلی را پیچیدهتر میکند: آیا او همان خطری است که صداها دربارهاش هشدار میدهند، یا کلید فهمیدن حادثهای است که سالها هر دو از روبهرو شدن با آن فرار کردهاند؟