ایوان بکستر، گوینده سابق خبر، پس از ورود به سیاست به عنوان نماینده کنگره میخواهد زندگی تازهای برای خودش و خانوادهاش بسازد. او به منطقهای جدید نقل مکان میکند و وعده داده جهان را تغییر دهد، اما خیلی زود با مأموریتی عجیب روبهرو میشود: خدا به او دستور میدهد یک کشتی عظیم مانند کشتی نوح بسازد. ایوان ابتدا تصور میکند با توهم یا شوخی روبهروست، اما حیوانات دوتادوتا به سراغش میآیند، ظاهرش تغییر میکند و هر تلاشی برای فرار از مأموریت بینتیجه میماند. همسر و فرزندانش از رفتار او نگران میشوند و همکاران سیاسی نیز ساخت کشتی را نشانه بیثباتی میدانند. در همین زمان، طرح عمرانی بزرگی در منطقه در حال اجراست که ممکن است ارتباطی با هشدار خدا داشته باشد. کمدی خانوادگی «Evan Almighty» از داستان نوح برای قرار دادن مردی جاهطلب در برابر مسئولیتی استفاده میکند که هیچ سود سیاسی برایش ندارد. ایوان باید بفهمد «تغییر جهان» شاید از سخنرانی و قدرت آغاز نشود، بلکه از انجام کاری شروع شود که دیگران آن را مسخره میکنند اما میتواند جانشان را نجات دهد.