هانا اینودو دانشجوی دامپزشکی است که از کودکی علاقه عمیقی به حیوانات داشته و در دانشگاه با گروهی از همکلاسیها آشنا میشود که هرکدام تجربه و دغدغه متفاوتی درباره نگهداری حیوانات دارند. آنها تصمیم میگیرند «باشگاه سگها» را شکل دهند و برای نجات، درمان و پیدا کردن خانه مناسب برای سگها فعالیت کنند. هانا با وجود اشتیاق زیاد، خیلی زود متوجه میشود محبت به حیوان همیشه به معنای توانایی مراقبت درست نیست و تصمیمهای احساسی گاهی پیامدهای سختی دارند. اعضای گروه در کلینیکها، پناهگاهها و خانههای مختلف با صاحبان حیواناتی روبهرو میشوند که مشکلات مالی، خانوادگی یا اخلاقی دارند. رابطه میان دانشجویان نیز در طول سالها تغییر میکند و مسیر حرفهای آنها از هم جدا میشود. هانا باید بفهمد دامپزشکی فقط نجات هر حیوان به هر قیمت نیست و گاهی تصمیمی مسئولانه با چیزی که قلباً میخواهد متفاوت است. فیلم با دنبال کردن دوستی و رشد گروه نشان میدهد مسئولیت نسبت به حیوانات شامل مراقبت طولانیمدت، دانش و پذیرش محدودیتها نیز میشود.