اَنجی برای تعطیلات کریسمس سوار قطاری به مقصد شهر خودش میشود و در راه با فردی مرموز روبهرو میگردد که درباره انتخابهای زندگیاش سؤال میپرسد. لحظهای بعد، او خود را ده سال در گذشته میبیند؛ درست پیش از آنکه تصمیم مهمی بگیرد که مسیر زندگی عاطفی و حرفهایاش را تغییر داده بود. اَنجی ابتدا تصور میکند فرصتی پیدا کرده تا همه اشتباههای قبلی را اصلاح کند و این بار با بن، عشق قدیمیاش، آینده متفاوتی بسازد. اما هر تغییر کوچک پیامد تازهای ایجاد میکند و زندگی دیگران نیز تحت تأثیر انتخابهای او قرار میگیرد. او نمیداند چه زمانی یا چگونه به زمان خودش بازخواهد گشت و نمیتواند مطمئن باشد هدف این سفر اصلاح گذشته است یا فقط دیدن آن از زاویهای متفاوت. در طول کریسمس، اَنجی دوباره با خانواده و دوستانی روبهرو میشود که سالها بعد رابطهاش با آنها تغییر کرده است. او باید بفهمد آیا زندگی فعلیاش واقعاً نتیجه یک تصمیم اشتباه بوده یا مجموعه انتخابهایی که ارزششان فقط با دانستن نتیجه آینده قابل سنجش نیست.