در سالهای جنگ جهانی دوم، پسر نوجوانی در شهر کوچک آمریکا به عنوان تلگرافرسان کار میکند و پیامهای مربوط به سربازان و خانوادهها را میرساند. تجربه روزمره او آرامآرام معنای جنگ، فقدان و بزرگ شدن را آشکار میکند. در «Ithaca»، تضاد میان ظاهر و واقعیت با پرهیز از لو دادن نقطه پایانی مطرح میشود و همین انتخاب موجب میشود تغییر شخصیتها در متن اتفاقها دیده شود. در ادامه «Ithaca»، تغییرات کوچک به شناخت بهتر انگیزهها کمک میکنند، بیآنکه توضیحهای غیرضروری جای داستان را بگیرند. روایت «Ithaca» از پیوند میان حادثه و پیامدهایش و محدودیتهای محیط برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب از تبدیل شدن ماجرا به فهرست رویدادها جلوگیری میکند. به این ترتیب «Ithaca» با تکیه بر جزئیات رفتاری پیش میرود و از ساده شدن بیش از حد درگیری جلوگیری میکنند، در حالی که لحن طبیعی روایت حفظ میشود. در «Ithaca»، تضاد میان ظاهر و واقعیت با پرهیز از لو دادن نقطه پایانی مطرح میشود و همین انتخاب موجب میشود تغییر شخصیتها در متن اتفاقها دیده شود.