ساموئل بکت در سالهای پایانی زندگی، پس از دریافت جایزه نوبل، با نسخهای از خودش روبهرو میشود و گذشته را مرور میکند. روایت از کودکی در ایرلند و رابطه دشوار با مادر آغاز میشود و سپس به پاریس، آشنایی با جیمز جویس و شکلگیری مسیر ادبی او میرسد. بکت در جنگ جهانی دوم به مقاومت فرانسه میپیوندد و پس از جنگ نمایشها و نوشتههایی خلق میکند که او را به یکی از مهمترین چهرههای ادبیات قرن بیستم تبدیل میکنند. در کنار موفقیت حرفهای، رابطه طولانی با سوزان دِشوو-دومنیل و ارتباط عاطفی با باربارا بری زندگی شخصی او را پیچیده میکنند. فیلم زندگی را به شکل مجموعهای از گفتوگوها با گذشته بازسازی میکند و بکت در هر مرحله با انتخابهایی روبهرو میشود که هنوز دربارهشان احساس گناه یا تردید دارد. عنوان «اول برقص» به نگاه او درباره زندگی اشاره میکند؛ اینکه انسان ناچار است پیش از آنکه همه چیز را بفهمد عمل کند و بعد با معنای انتخابهایش زندگی کند.