کین برجس پس از سالها زندان فرصتی کوتاه برای خروج تحت مراقبت پیدا میکند و از آن برای فرار استفاده میکند. او مستقیم سراغ میخانهای خصوصی میرود که افراد وابسته به برادر بزرگترش، لینکلن، در آن جمع میشوند. کین آنها را گروگان میگیرد و شروع به توضیح مسیری میکند که او را از یک مبارز معمولی به زندانی خشنی تبدیل کرده است. سالها قبل، لینکلن او را وارد کاری غیرقانونی کرد که به دستگیری و محکومیتش انجامید. داخل زندان، دشمنان مرتبط با برادرش بارها تلاش کردند او را از میان بردارند و کین برای زنده ماندن مجبور شد قواعد خودش را بسازد. حالا پس از سالها خشونت و از دست دادن خانواده، او برای گرفتن انتقام برگشته است. افراد داخل میخانه باید به روایت کین گوش دهند، در حالی که هر بخش از گذشته نشان میدهد اختلاف دو برادر بسیار فراتر از یک معامله شکستخورده است.