خانواده بلیک برای جشن شکرگزاری در آپارتمان تازه بریجید و دوستش ریچارد در محله چینیهای منهتن جمع میشوند. اریک و دیدری، والدین بریجید، همراه دختر دیگرشان ایمی و مادربزرگ سالخورده خانواده وارد خانهای میشوند که ساختمان فرسوده و صداهای عجیبش از همان ابتدا اریک را ناراحت میکند. شام خانوادگی بهتدریج از گفتوگوهای معمول به بحث درباره مشکلات واقعی هرکدام میرسد. بریجید از وضعیت کاری و مالی خود ناراضی است، ایمی با بیماری و جدایی عاطفی روبهروست و والدین نیز مسائل مهمی را از فرزندانشان پنهان کردهاند. همزمان تاریکی، خرابی برق و صداهای نامعلوم ساختمان فضای جلسه را سنگینتر میکند. اعضای خانواده که برای یک شب کنار هم آمدهاند مجبور میشوند درباره ترسها، شکستها و رنجشهایی حرف بزنند که سالها پشت عادتهای روزمره و روابط خانوادگی پنهان مانده بود.