شن لیان، افسر جینییوی در سالهای پایانی سلسله مینگ، هنگام انجام یک مأموریت با نقاش جوانی به نام بیژای روبهرو میشود. او برخلاف دستور تصمیم میگیرد جان زن را حفظ کند و همین انتخاب او را در مرکز توطئهای قرار میدهد که به مقامات بلندپایه و درگیریهای سیاسی دربار مرتبط است. زمانی که شواهد علیه شن لیان ساخته میشوند، او دیگر نمیتواند به ساختاری که خود بخشی از آن بوده اعتماد کند. پی لون، مأمور دیگری که رفتارهای شن لیان را زیر نظر دارد، نیز به پرونده وارد میشود و هر دو سرنخهایی پیدا میکنند که نشان میدهد مأموریت اولیه فقط بخشی از طرحی بزرگتر بوده است. شن لیان باید در میان جاسوسان، مأموران مخفی و نیروهای سیاسی حقیقت را پیدا کند و همزمان از بیژای محافظت کند. هر حرکت او میتواند به عنوان خیانت تعبیر شود و دشمنانش از قدرت قانونی برای حذف کسانی استفاده میکنند که به راز اصلی نزدیک میشوند.