مایک بنینگ پس از سالها محافظت از رئیسجمهور آمریکا هنوز در سرویس مخفی کار میکند، اما آسیبهای جسمی مأموریتهای قبلی را از خانواده و همکارانش پنهان کرده است. در جریان سفر ماهیگیری رئیسجمهور، حملهای هماهنگ با پهپادهای انفجاری رخ میدهد و تقریباً تمام تیم حفاظتی کشته میشود. بنینگ تنها مأمور زنده میماند و شواهد ظاهری به شکلی چیده شدهاند که او را عامل سوءقصد نشان دهند. وقتی افبیآی بازداشتش میکند، مجبور میشود فرار کند تا پیش از دستگیری دوباره بفهمد چه کسی پشت حمله بوده و چرا او را قربانی نقشه کرده است. «Angel Has Fallen» این بار قهرمان مجموعه را از محافظ به فرد تحت تعقیب تبدیل میکند. بنینگ نمیتواند به همه نهادهایی که قبلاً با آنها کار میکرد اعتماد کند و برای کمک سراغ پدر دورافتادهاش، کلی، میرود؛ مردی بدبین که سالها خارج از جامعه زندگی کرده است. در حالی که رئیسجمهور در وضعیت نامعلومی قرار دارد و توطئهگران برای حذف شاهدان تلاش میکنند، بنینگ باید هم نام خودش را پاک کند و هم جلوی مرحله بعدی نقشه را بگیرد، بدون اینکه خانوادهاش به هدف دشمن تبدیل شود.