پس از قتل برادرش، سمیر «جیو» داودی وارد دنیای زیرزمینی آمستردام میشود و در تجارت مواد مخدر اروپا بالا میرود. همزمان دادستانها تلاش میکنند شبکهای رمزشده از مجرمان را شناسایی و ارتباط او را با آن افشا کنند. در «Wraak»، کشمکش میان وظیفه و خواسته همراه با پرسشهایی درباره اعتماد مطرح میشود و همین انتخاب حرکت روایت را بدون افشای غافلگیریهای مهم حفظ میکند. در ادامه «Wraak»، برخوردهای پیشبینینشده زمینه برخورد نهایی را بدون افشای آن میسازند، بدون اینکه پایان یا پیچش اصلی را آشکار کنند. روایت «Wraak» از نقش تصادف در تغییر مسیر و گفتوگوهای کلیدی برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب توجه را روی مسئلهای نگه میدارد که داستان را آغاز کرده است. به این ترتیب «Wraak» با حفظ ابهامهای مهم پیش میرود و مسئله بیرونی را به تجربهای شخصی تبدیل میکنند، بدون اینکه شخصیتها به تیپهای ساده تبدیل شوند. در «Wraak»، کشمکش میان وظیفه و خواسته همراه با پرسشهایی درباره اعتماد مطرح میشود و همین انتخاب حرکت روایت را بدون افشای غافلگیریهای مهم حفظ میکند.