جیکوب، مدیر بانکی در سینسیناتی، در جریان سرقتی مسلحانه شاهد کشته شدن یکی از کارکنانش میشود و پس از حادثه با احساس گناه و ترس زندگی میکند. پلیس سرنخ روشنی درباره سارق پیدا نمیکند و جیکوب تصمیم میگیرد از جیمز، همسایه و پلیس بازنشسته، کمک بگیرد. دو مرد با بررسی مسیر فرار، زمانبندی و تصاویر امنیتی الگوی عملیات را بازسازی میکنند و متوجه میشوند مجرم حرفهایتر از یک سارق معمولی است. جیکوب هرچه بیشتر وارد تحقیقات میشود، زندگی خانوادهاش را نیز در معرض خطر قرار میدهد. سارق که متوجه تعقیب آنها شده، برای متوقف کردن جستوجو همسر و دختر جیکوب را هدف قرار میدهد. چیزی که در ابتدا تلاش برای پیدا کردن عدالت برای همکار کشتهشده بود به مأموریتی شخصی برای نجات خانواده تبدیل میشود. جیکوب باید از شناخت خودش از سیستم بانکی و کمک جیمز استفاده کند، در حالی که پلیس رسمی هنوز تمام اطلاعاتی را که دو مرد جمع کردهاند در اختیار ندارد و هر اقدام خودسرانه میتواند عملیات نجات را پیچیدهتر کند.