در نیمه قرن نوزدهم، گروه کوچکی از مؤمنان جوان در آمریکا به جنبش ادونتیستی میپیوندند و بر اساس تفسیرهای ویلیام میلر باور میکنند بازگشت مسیح در تاریخی نزدیک رخ خواهد داد. خانوادهها دارایی میفروشند، برنامههای آینده را کنار میگذارند و خود را برای روز موعود آماده میکنند. وقتی تاریخ پیشبینیشده میگذرد و اتفاقی رخ نمیدهد، جامعه با «ناامیدی بزرگ» روبهرو میشود و بسیاری ایمان خود را کاملاً از دست میدهند. برخی دیگر، از جمله جوانانی که بعدها در شکلگیری کلیسای ادونتیست روز هفتم نقش دارند، تصمیم میگیرند به جای رها کردن همه باورها دوباره متون و فرضهایشان را بررسی کنند. اختلاف میان اعضا درباره معنای شکست پیشبینی، خانوادهها و دوستیها را تحت فشار قرار میدهد. فیلم تاریخی-مذهبی بیشتر از اثبات یک عقیده، روی تجربه انسانهایی تمرکز دارد که تمام زندگیشان را بر انتظار رویدادی مشخص بنا کردهاند. شخصیتها باید بفهمند آیا امید فقط زمانی معتبر است که نتیجه دقیقاً مطابق انتظار رخ دهد یا ایمان میتواند پس از پذیرفتن اشتباه و بازنگری نیز ادامه پیدا کند.