وقتی بادی جوان در شب کریسمس در کیسه هدیه بابانوئل می افتد، او را به قطب شمال منتقل می کنند و به عنوان یک جن اسباب بازی توسط یاران بابانوئل بزرگ می شود. اما وقتی به بزرگسالی میرسد، نمیتواند از احساس آزاردهندهای که به او تعلق ندارد، خلاص شود. بادی عهد می بندد که از منهتن دیدن کند و پدر واقعی اش را پیدا کند که یک معتاد به کار است.