باک فرگوسن شکارچی باتجربهای است که سالها با برنامههای تلویزیونی و سفرهای طبیعتگردی شناخته شده، اما رابطهاش با پسر نوجوانش، جیدن، چندان نزدیک نیست. او تصمیم میگیرد جیدن را برای شکار یک گوزن دمسفید به سفری چندروزه ببرد و امیدوار است این برنامه همان تجربه پدر و پسری باشد که مدتها از دست دادهاند. دون، فیلمبردار و دوست قدیمی باک، نیز همراه آنهاست و قرار است همه چیز را برای برنامهای تازه ثبت کند. «The Legacy of a Whitetail Deer Hunter» از قالب سفر شکار برای نشان دادن فاصله میان تصور پدر و نیاز واقعی پسر استفاده میکند. باک بیشتر به آیینهای شکار، آموزش و لحظهای فکر میکند که جیدن نخستین گوزنش را میزند، در حالی که نوجوان ذهنش درگیر مسائل دیگری است و لزوماً همان هیجان پدر را ندارد. طبیعت و اتفاقات غیرقابلپیشبینی برنامه را از مسیر دقیق باک خارج میکنند و سفر به آزمونی برای رابطه آنها تبدیل میشود. فیلم در کنار کمدی موقعیت، درباره پدری است که باید بفهمد ساختن خاطره مشترک با مجبور کردن فرزند به تکرار تجربه خودش فرق دارد.