بث پس از مرگ مادرش به خانه خانوادگی برمیگردد تا وسایل باقیمانده را مرتب کند و درباره فروش یا نگه داشتن خانه تصمیم بگیرد. رابطه او با خواهر یا اعضای خانواده سالها پرتنش بوده و هر شیء در خانه خاطرهای از گذشته ایجاد میکند. در جریان تمیز کردن، بث با فردی آشنا میشود که خودش نیز از بیثباتی مالی و عاطفی رنج میبرد و از جمعآوری ضایعات یا وسایل دورریختهشده زندگی میکند. ارتباط میان آنها به تدریج نشان میدهد هر دو به چیزهایی چسبیدهاند که دیگر کاربرد قبلی را ندارند. مشکل مالی و احتمال از دست دادن خانه، تصمیمها را جدیتر میکند و بث باید مشخص کند چه چیزی واقعاً ارزش حفظ کردن دارد. فیلم درام از «اسکراپ» یا ضایعات به عنوان استعارهای برای آدمها و خاطراتی استفاده میکند که جامعه یا خود فرد آنها را بیارزش میبیند. شخصیتها در مسیر رابطهای غیرمنتظره یاد میگیرند شروع دوباره لزوماً با پاک کردن کامل گذشته انجام نمیشود؛ گاهی باید از میان چیزهای باقیمانده انتخاب کرد کدام بخش هنوز میتواند در زندگی تازه معنایی داشته باشد.