کمدی فرانسوی «Oscar» یک روز آشفته در خانه صنعتگری ثروتمند به نام برتران بارنیه را به زنجیرهای از سوءتفاهمها تبدیل میکند. صبح زود، کارمندش کریستیان مارتن به دیدنش میآید و همزمان چند خبر شوکهکننده میدهد: او عاشق دختر رئیس است، برای تأمین زندگی آیندهاش از شرکت پول اختلاس کرده و اکنون میخواهد با همان پول افزایش حقوق و موقعیت بهتری برای خود بسازد. بارنیه هنوز فرصت هضم این ماجرا را پیدا نکرده که موضوع دختر واقعی، خدمتکار خانه، خواستگارها و کیفهایی پر از پول یا جواهر همهچیز را پیچیدهتر میکنند. ورود و خروج پیاپی شخصیتها باعث میشود هویتها، چمدانها و ادعاها مرتب با هم جابهجا شوند. بخش عمده فیلم در فضای محدود خانه میگذرد و ریتم آن بر گفتوگوهای سریع، واکنشهای عصبی و زمانبندی دقیق کمدی استوار است؛ هر تلاش بارنیه برای کنترل اوضاع معمولاً آشفتگی تازهای ایجاد میکند. حضور هر فرد تازه، فرض قبلی شخصیتها را برهم میزند و فضای نمایشگونه داستان را شلوغتر میکند.