نارول راث باغبان اصلی ملک گریسوود است و سالها با دقت و سکوت از باغهای نورما هاورهیل، بیوه ثروتمند و سختگیر، مراقبت کرده است. زندگی منظم او زمانی تغییر میکند که نورما از او میخواهد خواهرزادهاش مایا را به عنوان شاگرد بپذیرد. مایا جوانی باهوش اما گرفتار مشکلات شخصی و محیطی است و در ابتدا رابطه آسانی با نارول ندارد. کار در باغ به تدریج فضایی برای نظم و اعتماد ایجاد میکند، اما گذشته خود نارول بسیار تاریکتر از ظاهر آرام امروزش است. خالکوبیها و خاطراتش نشان میدهند زمانی عضو گروههای افراطی و درگیر خشونت بوده و زندگی فعلی نتیجه تلاش طولانی برای فاصله گرفتن از آن هویت است. زمانی که مشکلات مایا او را دوباره با مردان خشونتطلب روبهرو میکنند، نارول باید تصمیم بگیرد از چه روشی برای محافظت از او استفاده کند. رابطه با مایا و نورما گذشتهای را که سالها زیر لباس و سکوت پنهان کرده بیرون میآورد و او باید ثابت کند تغییر واقعی فقط با پنهان کردن نشانههای گذشته اتفاق نمیافتد.