سانی ستی مردی خوشقلب و عجول است که تنها آرزویش ازدواج و تشکیل خانواده است. او به جینی گیل علاقهمند میشود، اما جینی از ازدواج سنتی خوشش نمیآید و میخواهد ابتدا واقعاً عاشق طرف مقابل شود. مادر جینی که واسطه ازدواج است، سانی را گزینه مناسبی میبیند و مخفیانه به او کمک میکند علایق دخترش را بشناسد و به او نزدیک شود. سانی با برنامههایی که مادر طراحی میکند وارد زندگی جینی میشود و رابطه میان آنها به تدریج صمیمیتر میگردد. مشکل اینجاست که جینی از این همکاری پنهانی خبر ندارد و هنوز نسبت به نامزد یا عشق قبلیاش نیشانت احساسات حلنشدهای دارد. سانی میخواهد محبت واقعی به دست آورد، اما هرچه بیشتر از اطلاعاتی استفاده میکند که بدون اطلاع جینی در اختیارش گذاشته شده، احتمال آسیب به اعتماد او بیشتر میشود. رابطهای که قرار بود به یک ازدواج راحت ختم شود، زمانی جدی میشود که هر دو باید تصمیم بگیرند آیا احساس شکلگرفته میتواند پس از آشکار شدن فریب اولیه دوام بیاورد.