یک بیوه جوان بریتانیایی به همکلاسی قدیمی دانشکده پزشکیاش پناه میدهد؛ مردی که در نتیجه آزمایشی عجیب بدنش نامرئی شده است. در ابتدا او بیشتر شبیه بیماری آسیبدیده و منزوی به نظر میرسد، اما هرچه مدت پنهان ماندنش طولانیتر میشود، رفتار و ذهنش نیز تغییر میکند. «Fear the Invisible Man» با الهام از ایده کلاسیک اچ. جی. ولز، نامرئی بودن را نه یک قدرت سرگرمکننده، بلکه امکانی برای سوءاستفاده و فروپاشی اخلاقی نشان میدهد. مرد نامرئی کمکم از ترس دستگیری فاصله میگیرد و به این نتیجه میرسد که میتواند بدون دیده شدن هر کاری انجام دهد. زنی که او را پنهان کرده تنها کسی است که حقیقت حضورش را میداند و همین موضوع او را در موقعیتی خطرناک قرار میدهد. وقتی خشونت از خانه به خیابان کشیده میشود، مسئله فقط پیدا کردن یک فرد نامرئی نیست؛ باید کسی را متوقف کرد که احساس میکند از قانون و پیامد رفتارهایش آزاد شده است.