وید دالتون، مأمور مخفی افبیآی، هنگام تحقیق درباره شبکه قاچاق انسان موفق میشود سِریک ایبرایف، عضو مهمی از زیرزمین جنایی مغولستان، را دستگیر کند. سِریک اطلاعاتی دارد که میتواند چند نفر از رهبران شبکه را به دادگاه بکشاند و همین موضوع جانش را بهشدت در خطر قرار میدهد. وید مأمور میشود او را به مغولستان منتقل کند و در آنجا با کارآگاه محلی گانزوریگ همکاری کند. مسیر انتقال به تعقیبی خطرناک تبدیل میشود، زیرا تبهکاران نمیخواهند سِریک فرصت شهادت پیدا کند و از افراد مسلح و ارتباطات محلی برای پیدا کردن او استفاده میکنند. وید در کشوری ناآشنا نمیتواند فقط به روشهای معمول افبیآی تکیه کند و باید به شناخت گانزوریگ از شهر، زبان و شبکههای جنایی اعتماد کند. خود سِریک نیز زندانی سادهای نیست و همیشه تمام اطلاعاتش را یکباره ارائه نمیدهد. سه نفر باید در شرایطی حرکت کنند که هر توقف میتواند به کمین تبدیل شود و معلوم نیست آیا شاهد اصلی واقعاً میخواهد علیه همکاران سابقش شهادت دهد یا فقط از مأموران برای حل حساب شخصی خودش استفاده میکند.