هری دان پس از سالها به دوست قدیمیاش لوید کریسمس خبر میدهد که ممکن است دختری بزرگسال داشته باشد و به دلیل نیاز پزشکی باید او را پیدا کند. دو مرد که تقریباً هیچ تغییری در حماقت و سادهدلیشان نکردهاند، دوباره وارد سفری جادهای میشوند. سرنخها آنها را به زنی از گذشته هری و سپس دختری به نام پنی میرسانند که اکنون در خانوادهای ثروتمند بزرگ شده است. همزمان همسر پدرخوانده پنی نقشهای برای به دست آوردن ثروت او دارد و ورود هری و لوید ناخواسته برنامه را پیچیده میکند. دو دوست در مسیر با سوءتفاهمها، تصمیمهای احمقانه و موقعیتهای خطرناک روبهرو میشوند اما معمولاً از شدت واقعی ماجرا خبر ندارند. جستوجوی دختر برای هری معنای شخصی دارد، ولی لوید نیز خیلی زود به پنی علاقهمند میشود و رقابت عجیب تازهای شکل میگیرد. آنها باید پیش از مراسم مهمی که پنی در آن حضور دارد حقیقت رابطه خانوادگی و نقشه اطرافیانش را بفهمند، هرچند روشهایشان تقریباً همیشه بیش از آنکه کمک کند دردسر میسازد.