پس از یک تراژدی خانوادگی، تان همراه دو دخترش، لین و یِن، به خانه قدیمی اجدادیشان در ویتنام نقل مکان میکند؛ خانهای چندصدساله که قرار است فرصتی برای شروع دوباره باشد. اما مدت زیادی نمیگذرد که هر دو دختر دچار فلج خواب، کابوسهای تکرارشونده و دیدن تصاویر هراسآور میشوند. تان ابتدا تصور میکند این مشکلات نتیجه سوگ و فشار روانی است و برای کمک از یک روانشناس محلی میخواهد با دخترانش صحبت کند. با ادامه درمان، اتفاقهایی در بخشهای قدیمی خانه و اطراف آرامگاه خانوادگی رخ میدهد که توضیح آنها ساده نیست. لین و ین هر کدام بخشی از گذشته خانواده را به شکلی متفاوت تجربه میکنند و پدرشان نیز مجبور میشود درباره تاریخ خانه و رازهایی که سالها پنهان مانده تحقیق کند. مرز میان آسیب روانی و حضور نیرویی واقعی هر روز برای این خانواده مبهمتر میشود.