در آمریکا، بحران اعتیاد به مواد افیونی از سه مسیر به ظاهر جداگانه دنبال میشود. یک مدیر شرکت داروسازی درگیر تصمیمهایی است که میتوانند سود و آینده تجاری شرکت را تغییر دهند؛ پزشکی در خط مقدم درمان با بیمارانی روبهروست که میان درد واقعی و خطر وابستگی به دارو گرفتار شدهاند؛ و فردی مبتلا به اعتیاد تلاش میکند زندگی خود را در شرایطی حفظ کند که دسترسی به مواد و داروهای قوی آسانتر از دریافت کمک مؤثر است. داستان این سه شخصیت به تدریج به یکدیگر نزدیک میشود و نشان میدهد بحران فقط نتیجه انتخاب یک فرد نیست، بلکه از ارتباط میان صنعت دارو، نظام درمان و تجربه شخصی مصرفکنندگان شکل میگیرد. هر شخصیت با تصمیمی روبهرو میشود که پیامد آن از زندگی خودش فراتر میرود و فیلم تلاش میکند مسئله را از زاویه کسانی نشان دهد که در بخشهای مختلف همین چرخه قرار گرفتهاند.