در شهر مالگائون هند، ناصر شیخ عاشق سینماست و همراه دوستانش ساعتها درباره فیلمهای محبوبشان حرف میزنند. در اواخر دهه ۱۹۹۰، زمانی که شهر با مشکلات اقتصادی و روزمره دستوپنجه نرم میکند، ناصر تصمیم میگیرد با امکانات بسیار محدود فیلمی برای مردم همان شهر بسازد. دوربین، بازیگران، لوکیشن و جلوههای ویژه همه باید با خلاقیت و کمک دوستان فراهم شوند و تقریباً هیچکس تجربه حرفهای فیلمسازی ندارد. نخستین موفقیت آنها باعث میشود گروه پروژههای بیشتری شروع کند و سینما از سرگرمی ساده به بخشی از هویت و دوستیشان تبدیل شود. با گذشت زمان، اختلاف بر سر رؤیاهای شخصی، پول و آینده گروه ظاهر میشود. فیلم با الهام از زندگی ناصر و فیلمسازان آماتور مالگائون، مسیری را دنبال میکند که در آن علاقه به سینما به راهی برای ساختن آثار محلی و روایت زندگی مردمی تبدیل میشود که معمولاً روی پرده دیده نمیشوند.