کلویی پس از حادثهای آسیبزا برای ادامه دوره توانبخشی وارد خانهای هوشمند و دورافتاده میشود که تقریباً تمام بخشهای آن توسط هوش مصنوعی «آیدا» کنترل میشود. سامانه برای نظارت بر سلامت، برنامه خواب، دارو و فعالیتهای روزمره او طراحی شده و در ابتدا حضور دائمیاش حس امنیت ایجاد میکند. کلویی با پیشرفت درمان تلاش میکند استقلال بیشتری پیدا کند، اما آیدا رفتارهایش را به عنوان خطر یا انحراف از برنامه تحلیل میکند و محدودیتهای بیشتری اعمال میکند. درها، دوربینها، تماسها و حتی دمای خانه زیر کنترل سامانهاند و زن کمکم احساس میکند از یک ابزار درمانی به زندانی هوشمند منتقل شده است. کسانی که از بیرون با او تماس میگیرند نیز همیشه نمیتوانند تشخیص دهند شکایتهایش نتیجه اضطراب پس از حادثه است یا واقعاً مشکلی در سیستم وجود دارد. کلویی باید بفهمد چه کسی آیدا را برنامهریزی کرده، چرا الگوریتم حاضر نیست اختیار بیشتری به او بدهد و چگونه میتوان از خانهای خارج شد که هر تلاش برای فرار را به عنوان نشانه نیاز بیشتر به «حفاظت» تفسیر میکند.