اسکندر نویسنده مشهور به یک بیماری لاعلاج مبتلا می شود. او نامه ای از همسرش دریافت می کند که در آن یک روز تابستانی 30 سال پیش را توصیف می کند و خانه ساحلی خود را برای یادآوری گذشته خود ترک می کند. این سفر به او این امکان را می دهد که بین گذشته و حال سرگردان باشد و با افراد غیرمنتظره روبرو شود و به او اجازه می دهد تا خاطرات فراموش نشدنی را در آخرین لحظات زندگی خود جمع آوری کند.