تام نوجوانی ساکت در لندن است که پس از حمله گروهی تبهکار به دوستش لوسی، هنگام فرار هدف گلوله قرار میگیرد. در همان لحظه گوشی هوشمندش خرد میشود و قطعات آن در سرش فرو میروند. پس از بهبودی، تام متوجه میشود مغزش به شکل عجیبی با فناوری پیوند خورده و میتواند سیگنالها، شبکهها و دستگاههای الکترونیکی را مستقیماً کنترل کند. «iBoy» این قدرت را به ابزاری برای مقابله با همان باندی تبدیل میکند که محله و زندگی دوستانش را تهدید کرده است. تام در ابتدا از توانایی تازه برای پیدا کردن اطلاعات و ترساندن خلافکاران استفاده میکند، اما هر قدم او را به خشونت و خطر بیشتر نزدیک میکند. رابطهاش با لوسی انگیزه شخصی مهمی دارد، ولی فیلم سؤال میکند آیا انتقام واقعاً به او حق میدهد حریم و زندگی دیگران را از پشت صفحهها کنترل کند. داستان ترکیبی از درام نوجوانانه، تریلر شهری و ایده ابرقهرمانی است که قدرت دیجیتال را هم مفید و هم خطرناک نشان میدهد.