آنابل آنجل، خبرنگاری از شهر بزرگ، برای تهیه گزارش به آپاچی جانکشن در آریزونا میرود؛ شهری مرزی که قانون در آن قدرت محدودی دارد و مجرمان و تفنگداران تقریباً آزادانه رفتوآمد میکنند. حضور یک زن غریبه و سؤالهایش خیلی زود توجه افراد خطرناک را جلب میکند. زمانی که آنابل با تهدید جدی روبهرو میشود، جریکو فورد، تفنگداری با گذشتهای مبهم، از او محافظت میکند. جریکو خودش در شهر دشمنان زیادی دارد و نمیخواهد دوباره وارد درگیری شود، اما نمیتواند زن را در برابر گروهی که قانون محلی قادر به مهارشان نیست تنها بگذارد. آنابل در جریان تحقیقات میفهمد تصویر رمانتیک غرب وحشی با زندگی واقعی مردم منطقه تفاوت زیادی دارد و هرکس برای بقا مجبور شده با قوانین نانوشته کنار بیاید. رابطه میان خبرنگار و تفنگدار در حالی شکل میگیرد که دشمنان جریکو از حضور آنابل به عنوان نقطه ضعف استفاده میکنند. هر دو باید پیش از آنکه درگیری به تمام شهر کشیده شود تصمیم بگیرند آیا حقیقتی که او برای نوشتنش آمده ارزش ماندن در مکانی را دارد که یک گزارش میتواند به قیمت جان تمام شود.