در جامعهای مذهبی و منزوی در آپالاشیا، دختر کشیش با رازی روبهرو میشود که میتواند خانواده و ایمانش را نابود کند. ورود مردی جوان، تنش میان سنت، عشق و آیینهای خطرناک را بیشتر میکند. تغییر تدریجی شخصیت اصلی، ستون عاطفی قصه است و به اتفاقهای بیرونی معنا میدهد.