پنج دانشمند از خواب سرمایشی بیدار میشوند و هیچکدام به یاد نمیآورند چرا در مرکز زیرزمینی حضور دارند. با آشکار شدن اطلاعات ناقص و تهدید بیرونی، گروه باید بفهمد کدام خاطره واقعی است و به چه کسی میتوان اعتماد کرد. در کنار مسئله بیرونی، مسئله اعتماد است و این بخش جهت رابطهها را تغییر میدهد. فضای بسته یا ناآشنا، به انتخابها وزن بیشتری میدهد و چنین فضایی بحران را از یک حادثه ساده فراتر میبرد. از این نقطه، راههای ساده کمتر میشوند و افراد درگیر ماجرا باید درباره نیت دیگران تجدیدنظر کنند. داستان میان اتفاقات اصلی، پیامدهای انسانی را دنبال میکند و نشان میدهد که یک حقیقت تازه برداشت قبلی را میشکند. تا پیش از رسیدن به نتیجه، نتیجه تصمیمها بهتدریج جمع میشود؛ و به این ترتیب «کریو» فشار بیرونی و درونی را کنار هم نگه دارد. در پس اتفاقات ظاهری، وفاداری به آزمون گذاشته میشود و این موضوع جهت رابطهها را تغییر میدهد.