آیژو، زن اویغوری که برای کار به نیویورک آمده، در آشپزخانههای پنهان محله چینیها کار میکند و با سربازی آمریکایی آشنا میشود که از چند مأموریت جنگی برگشته است. رابطه آنها در سایه مهاجرت، آسیبهای گذشته و ناامنی اقتصادی شکل میگیرد. جهانی که ماجرا در آن رخ میدهد، به انتخابها وزن بیشتری میدهد و همین شرایط تصمیمهای بعدی را قابلفهمتر میسازد. ساختار قصه همزمان، پیامدهای انسانی را دنبال میکند تا روشن شود چرا گذشته هنوز روی اکنون اثر دارد. بخش قابلتوجهی از قصه، ترس از شکست دیده میشود و این موضوع دلیل بعضی تعارضها را روشن میکند. هرچه زمان میگذرد، انتخابها دشوارتر میشوند به همین دلیل آدمها مجبور میشوند میان خواسته شخصی و جمعی انتخاب کنند. بدون آشکار کردن سرنوشت نهایی، کشمکش میان خواستهها ادامه دارد؛ با چنین تمرکزی «آمادگی برای زندگی بعدی» از خلاصه شدن به یک حادثه ساده دور بماند. با پیش رفتن ماجرا، پیامد تصمیمها آشکارتر میشود بهطوری که شخصیت مرکزی باید میان اعتماد و احتیاط تعادل پیدا کنند.