«آلیس دیگر اینجا زندگی نمیکند» داستان آلیس هایت، زنی است که پس از مرگ ناگهانی همسرش همراه پسر نوجوانش تامی خانه را ترک میکند و راهی غرب آمریکا میشود. آلیس سالها پیش آرزوی خواننده شدن داشته و اکنون میخواهد از فرصتی تازه برای ساختن زندگی مستقل استفاده کند. مسیر سفر آنها آسان نیست؛ کمبود پول او را وادار میکند در رستورانها کار کند و روابط تازه نیز همیشه آن چیزی نیستند که ابتدا به نظر میرسند. در یکی از توقفها، آلیس به عنوان پیشخدمت مشغول میشود و با دیوید، مردی آرام و متفاوت از تجربههای قبلیاش، آشنا میشود. فیلم همزمان رابطه پرتنش و صمیمی مادر و پسر را دنبال میکند و از دل موقعیتهای روزمره درباره استقلال، عشق و سازگاری با تغییر حرف میزند. آلیس باید تصمیم بگیرد چگونه بدون کنار گذاشتن رؤیاهای شخصی، امنیت و آیندهای واقعی برای خودش و تامی بسازد. سفر او بیش از تغییر مکان، فرصتی برای بازتعریف نقش زن، مادر و فرد مستقلی است که آیندهاش را انتخاب میکند.