«Mr. Holmes» شرلوک هولمز را در سالهای پایانی زندگی نشان میدهد؛ زمانی که کارآگاه مشهور از لندن و پروندههای جنایی فاصله گرفته و در خانهای روستایی با زنبورهایش زندگی میکند. حافظه او دیگر مانند گذشته قابلاعتماد نیست و همین مسئله برای مردی که تمام هویتش بر دقت ذهن بنا شده، ترسناک است. هولمز در تلاش است آخرین پروندهای را که باعث بازنشستگیاش شد از نو به یاد بیاورد، زیرا نسخهای که واتسون سالها قبل نوشته با حقیقتی که او بهطور مبهم به خاطر میآورد تفاوت دارد. راجر، پسر جوان خدمتکار خانه، به زنبورداری و روش فکری هولمز علاقه نشان میدهد و میان آنها رابطهای شکل میگیرد که کارآگاه را از انزوای کامل بیرون میآورد. فیلم به جای معمایی پرسرعت، درباره حافظه، تنهایی و تفاوت میان افسانه عمومی و انسان واقعی پشت آن است. هولمز باید بپذیرد منطق همیشه برای فهمیدن درد دیگران کافی نیست و گاهی یک شکست عاطفی میتواند اثری عمیقتر از حل نکردن یک معمای فنی بر زندگی بگذارد.