فرانک مولینا، خبرنگار و نویسنده جنایی، پس از موفقیت پرونده قبلی دوباره با قتلی روبهرو میشود که نشانههایی از نویسندگی، رسانه و گذشته شخصی او در خود دارد. قربانی یا محل جرم حاوی متنی است که انگار مستقیماً برای فرانک نوشته شده و او را به دنبال کردن مجموعهای از سرنخها دعوت میکند. پلیس نمیداند قاتل میخواهد خبرنگار را کمک کند، متهم کند یا صرفاً از شهرتش استفاده کند. فرانک وارد بخشهای تاریک شهر میشود و با نویسندگان، ناشران و افرادی روبهرو میگردد که هرکدام رابطهای با قربانی دارند. متنهای تازه از «سایهها» ظاهر میشوند و نشان میدهند قاتل از زندگی و کار فرانک اطلاعات زیادی دارد. او باید مراقب باشد میلش به ساختن داستان خوب باعث نشود واقعیت پرونده را مطابق روایت خودش ببیند. تریلر کلمبیایی از رابطه میان جرم و داستانگویی استفاده میکند و نشان میدهد کسی که سالها درباره جنایت نوشته، وقتی خودش بخشی از متن قاتل میشود دیگر نمیتواند با فاصله امن خبرنگاری به ماجرا نگاه کند.