گراهام پس از سالها به خانه خانوادگی برمیگردد تا با گذشتهای روبهرو شود که رابطه او با برادرانش را از هم پاشیده است. خانواده آنها با خاطره پدری خشن و رفتاری آزاردهنده زندگی کرده و هر برادر راه متفاوتی برای فرار یا تحمل آن پیدا کرده است. بازگشت گراهام همزمان با رخدادهایی غیرعادی در خانه است؛ نشانههایی که این احتمال را ایجاد میکنند چیزی از گذشته فقط در حافظه آنها باقی نمانده و حضوری واقعیتر پیدا کرده است. مرز میان آسیب روانی، خشم خانوادگی و تهدیدی فراطبیعی کمکم محو میشود. «The Demon Disorder» وحشت جسمانی و ماورایی را با داستان یک خانواده آسیبدیده ترکیب میکند و هیولا را جدا از تاریخ شخصیتها نشان نمیدهد. گراهام برای محافظت از خودش و نزدیکانش باید بفهمد آنچه اکنون اتفاق میافتد چگونه به پدر و سالهای کودکی ارتباط دارد. مسئله تنها بیرون راندن یک موجود نیست؛ برادران ناچارند درباره چیزهایی حرف بزنند که مدتها دفن کردهاند و تصمیم بگیرند آیا میتوان چرخه خشونتی را که به ارث بردهاند متوقف کرد.