گوردون بروئر آتشنشانی در لسآنجلس است که در یک بمبگذاری تروریستی همسر و پسرش را از دست میدهد. هدف حمله یک مقام دولتی بوده، اما خانواده گوردون به عنوان قربانیان جانبی کشته میشوند. وقتی تحقیقات رسمی پیشرفت کمی دارد و عامل اصلی، کلاودیو معروف به «گرگ»، در کلمبیا پنهان میشود، گوردون تصمیم میگیرد شخصاً به دنبال او برود. او بدون تجربه عملیات جاسوسی وارد منطقهای میشود که نیروهای چریکی، ارتش و سرویسهای امنیتی در آن فعالیت میکنند. جستوجوی انتقام به تدریج او را با شبکهای پیچیدهتر و طرحی برای حمله بعدی روبهرو میکند. «خسارت جانبی» اکشن سیاسیای است که قهرمانش سربازی حرفهای نیست و مهارتهای امدادی و اراده شخصی را به ابزار بقا تبدیل میکند. گوردون در مسیر رسیدن به عامل قتل خانوادهاش باید بفهمد چه کسانی از خشونت سود میبرند و آیا انتقام میتواند جلوی تکرار فاجعه را بگیرد. مسیر شخصی او در نهایت به تهدیدی میرسد که میتواند قربانیان بیشتری ایجاد کند.