سرخیو با بدهیهای سنگین و مشکلات جسمی روبهروست و احساس میکند دیگر نمیتواند امنیت مالی همسر و فرزندانش را تأمین کند. شرایط زمانی تغییر میکند که حادثهای غیرمنتظره فرصتی در اختیار او میگذارد تا همه تصور کنند از زندگی خانوادهاش برای همیشه خارج شده است. سرخیو به جای بازگشت، وسوسه میشود از این موقعیت برای شروع هویتی تازه و رها کردن خانواده از بار مشکلات مالی خود استفاده کند. اما ناپدید شدن عمدی به معنای قطع ارتباط با کسانی است که برایشان این تصمیم را گرفته و زندگی بدون حضور در کنار آنها پیامدهایی دارد که پیشبینی نکرده بود. در حالی که خانوادهاش تلاش میکنند با فقدان او کنار بیایند، سرخیو از دور شاهد تغییر زندگی آنهاست و باید با این پرسش روبهرو شود که آیا فداکاری مورد تصورش واقعاً به نفع آنها بوده است.