در سال ۲۰۱۸، جهان بهطور ناگهانی میفهمد گروهی از نازیها از پایان جنگ جهانی دوم در پایگاهی مخفی در سمت تاریک ماه زندگی کردهاند و اکنون برای بازگشت به زمین آماده میشوند. فضانورد آمریکایی جیمز واشینگتن در مأموریتی تبلیغاتی به ماه فرستاده میشود و بهطور تصادفی پایگاه آنها را کشف میکند. نازیهای ماه او را اسیر میکنند و متوجه میشوند تلفن هوشمندش قدرت محاسباتی دارد که میتواند برای فعال کردن سلاح بزرگشان مفید باشد. رناته ریشتر، معلمی که با تبلیغات ایدئولوژیک بزرگ شده، همراه افسر جاهطلب کلاوس آدلر به زمین میآید و کمکم با واقعیتی متفاوت از آنچه آموزش دیده روبهرو میشود. «Iron Sky» علمیتخیلی را با هجو سیاسی ترکیب میکند و به همان اندازه که نازیها را مضحک نشان میدهد، دولتها و رقابتهای قدرت معاصر را هم هدف میگیرد. نزدیک شدن ناوگان ماه باعث میشود کشورهای زمین که خودشان اختلافهای جدی دارند ناچار به واکنش شوند. فیلم عمداً فرضیهای نامعقول را جدی اجرا میکند تا از دل آن درباره تبلیغات، جاهطلبی و میل حکومتها به استفاده از بحران برای منافع خودشان شوخی کند.