آسترید اریکسون، دختر جوانی در سوئد دهه ۱۹۲۰، برخلاف بسیاری از زنان همسن خودش علاقهای به پذیرفتن بیچونوچرای قواعد سنتی ندارد. او در روزنامه محلی شهر ویمربی کار میکند و استعدادش در نوشتن خیلی زود دیده میشود. رابطهای با راینهولد بلومبرگ، سردبیر متأهل و بسیار بزرگتر از خودش، به بارداری ناخواسته میانجامد و آسترید در جامعهای محافظهکار با قضاوت شدید روبهرو میشود. برای جلوگیری از رسوایی و پیچیدگی قانونی، مدتی به دانمارک میرود و پسرش لارس را نزد خانوادهای سرپرست میگذارد. دوری از کودک و تلاش برای استقلال مالی، سالهای جوانی او را شکل میدهند. آسترید باید میان خواسته دیگران برای ازدواج، نقش سنتی مادری و نیاز خودش به زندگی مستقل تصمیم بگیرد. فیلم پیش از شهرت او به عنوان آسترید لیندگرن، نویسنده «پیپی جوراببلنده»، روی دورهای تمرکز دارد که تجربه تنهایی، مسئولیت و آزادی به تدریج نگاهش به کودکان و حق انتخاب آنها را شکل میدهد.